دو قهرمانی اروپا و یک جهان. یعنی به همین سادگی می شود تیمی که در تاریخ فوتبال خود فقط یک جام دیگر دارد (که آن هم مربوط به 1964 می شود) به این جایگاه دست پیدا كند؟

Spain v Italy - UEFA EURO 2012 Final
Getty Images

سايت گل- اسپانیا قهرمان یورو 2012 شد. این یعنی استمرار پیروزی. رسیدن به سه جام بزرگ در طول 4 سال. از 2008 تا 2012. دو قهرمانی اروپا و یک جهان. یعنی به همین سادگی می شود تیمی که در تاریخ فوتبال خود فقط یک جام دیگر دارد (که آن هم مربوط به 1964 می شود) به این جایگاه دست پیدا كند؟ بدون شک جواب منفی است. پس برای آنکه بدانیم چه شد که ماتادورها حالا اَبَر قدرت فوتبال دنیا هستند نیاز به ماشین زمان داریم تا به گذشته سفر کنیم.

جایی که شروع کردند... (اگر آرژانتین و برزیل را کنار بگذاریم) فوتبال صاحب داشت. انگلستان. آنها که خود را مهد فوتبال می دانند به سبک خاص خود به این بازی مهیج می پرداختند و از آن لذت می بردند. مثل ایتالیا که مدل خاص خود را در فوتبال بازی کردن داشت. هرچند تدافعی اما طرفداران آتزوری همان را می پسندیدند. در این میان و با رشد روز افزون فوتبال، هلندی ها هم توتال فوتبال را ابداع نمودند. تا بدین گونه مقطعی از زمان، در مستطیل سبز حکمرانی کنند. فرانسه هم با وجود زیدان، به آقایی رسید اما با خداحافظی او به نظر از دور رقابت نیز بیرون رفت.

یافتن شیوه ای خاص... مردم فوتبالدوست جنوب غربی اروپا با دیدن جذابیت های فراوان فوتبال سودای حکمرانی بر آن به سرشان زد. مدیران آنها با دقت راه پیشرفت همتایانشان را زیر نظر گرفتند و به این نکته پی بردند که راه دراز ابداع سبک، از باشگاه ها آغاز می شود. برای نوآوری  در فوتبال باید مطابق توانمندی ها برنامه ریزی می شد. سبکی خاص شبه فوتبالیست های جزیره ایبری. بارسلونا توانسته بود پدران سبک توتال فوتبال هلندی را که بی شباهت به آنچه می خواستند هم نبود را به تیمش بیاورد. اما این سبک مخصوص لاله های نارنجی به وجود آمده بود و قبلاً راه های مبارزه با آن آشکار گردیده بود. پس رئال مادرید هم دست به کار شد. دل بوسکه در اوایل قرن بیست و یکم وظیفه داشت این پروژه را با کهکشانی ها کلید بزند. اما مشکل اینجا بود که در تیم کهکشانی مادرید، اسپانیولی ها مهمترین بازیکنان نبودند. پس همه باشگاه ها موظف شدند بازیکنانی بسازند در جهت تفکرات توسعه فوتبال در اسپانیا.

قدم به قدم... اسپانیا در جام جهانی 2002 هرچند ستارگانی نظیر مندیتا، رائول و مورینتس را در اختیار داشت اما توجهش به ایده خود بود. ایکر کاسیاس، پویول و ژاوی که هر سه جوان بودند به تیم ملی راه یافتند. با اینکه در آن جام ناباورانه به کره جنوبی باختند یافته هایشان را دور نریختند. همان طور که بعد از حذف در مرحله گروهی یورو 2004 این کار را نکردند. ژابی آلونسو و فرناندو تورس کشفیات جدید ناکامان یورو 04 بود. سرخیو راموس، داوید ویا و سسک فابرگاس از جام جهانی 2006 به ترکیب ماتادورها اضافه شدند. بدین صورت آنها حالا در تمام پست ها بازیکنان تراز اولی داشتند. کاسیاس درون دروازه، پویول در دفاع، تورس در یورو 2008 و ویا در جام جهانی 2010 در خط حمله. حالا آنها قدرتمند بودند.

مهندس... فقط سبک بازی خاصی که اسپانیایی ها مد نظر داشتند، نیاز به یک رهبر تمام عیار داشت. کسی در میانه میدان که به صورت آکادمیک تیکی تاکا آموخته باشد و هیچ گاه نیز نخواهد از آن عقب نشینی کند. کاری که لاماسیای بارسا برای پادشاهی اسپانیا انجام داد و اتفاقاً جواب هم گرفته بود. بدین صورت این ویژگی بین تمام بازیکنان نفوذ می کرد.(هافبک ها بیشترین تاثیر را در فلسفه جدید فوتبالی اسپانیایی ها دارند، به همین دلیل در حال حاضر می توان فوتبالی با 6 هافبک و بدون مهاجم دید.)  چه بازیکنان تدافعی که کارشان جلوی دوازه با رسیک بالایی روبرو بود و چه مهاجمانی که ذاتاً خودخواه بودند. ژاوی بهترین گزینه بود. کسی که سادگی بازیش با تاثیر بسزایش تلفیقی از کارگردان و بازیگر نقش اول در تیم داشت. در معماری تیکی تاکا، آرشیتکت فردی خاص بود. به مانند سبک و نوع بازی. آراگونس این لقب را لایق ژاوی دید. تیکی تاکا، با محوریت ژاوی کاری بود که گواردیولا در بارسا به آن بال و پر داد. در واقع حالا هر کسی هدایت لاروخا را بر عهده می گرفت می توانست بر پایه همان فلسفه خاص پیش رود تا به تکامل دست یابند.

تکمیل پروژه... مخصوصاً حالا که اینیستا در کنار ژاوی، وظایفی نظیر هنرنمایی با توپ و فانتزی کاری را به بهترین شکل انجام می داد این تیم اسپانیا دوست داشتنی هم شده بود. داوید سیلوا که به تیم اضافه شد، این تیم دیگر کمبودی حس نمی کرد. برای آنکه مشکلی پیش نیاید دو باشگاه بزرگ اسپانیا، یعنی بارسلونا و رئال تا توانستند بازیکنان اسپانیایی به تیمشان اضافه کردند. آلونسو از لیورپول، پیکه از منچستر و فابرگاس از آرسنال. تا بدین صورت مشکل عدم هماهنگی بین بازیکنان نیز بوجود نیاید. چرا که مهمترین فاکتور انجام موفقیت آمیز سبک جدید تیکی تاکا همین هماهنگی بین بازیکنان در تمام نقاط زمین و شرکت داشتن تک تک آنها در کار تیمی بود. و از این پس بود که موفقیت ها یکی پس از دیگری از راه رسید. قهرمانی در یورو 2008، جام جهانی 2010 و یورو 2012.

و اینک نتیجه تحمل آن همه مشقت... فوتبال اسپانیا اینگونه شکل گرفت و حالا قدرتمندانه بر بام فوتبال ایستاده است. به همین دلیل هم اکنون  آنها به خوبی توانسته اند از زیر سایه قدرت هایی نظیر انگلیس و ایتالیا و آلمان بیرون آیند. حتی آنها اگر ژاوی را در بهترین فرم خود نگه دارند یا جانشینی برایش بیابند (کمی غیر ممکن به نظر می رسد.)، همچنان هم می توانند با ارائه ی تیکی تاکای ناب و چشم نواز یکه تازی کنند، حتی در غیاب ستارگانی نظیر ویا و پویول. اسپانیا با سه قهرمانی پیاپی شخصیت پیدا کرده است، چیزی که در گذشته ای نه چندان دور به شدت از کمبود آن رنج می برد. تیم قابل احترام اسپانیا با بازیکنانی چون ایکر مقدس، ژاوی بازیساز و تورس گلزن که همگی حالا صاحب رکورد هایی خاص شده اند. دل بوسکه نیز پس از فتح لالیگا و اروپا، حالا با قهرمانی جهان و اروپا به رکوردی بی نظیر دست یافته. البته شاید آلمان هم برای شکستن طلسم ناکامی دنبال ابداع سبکی جدید رفته و باید دید در این صورت آنها کی جواب خواهند گرفت.